چیستی هویت و بررسی چگونگی تشکیل و اهداف شکلگیری جریان تکفیر در جهان امروز می تواند به درک و فهم سیاسی صحیح ما کمک فراوانی کند تا دین خود را و دشمنان این دین را بیشتر و بهتر بشناسیم.
اساس اسلام رحمت، مغفرت و آرامش است، بسمالله الرحمن الرحیم نخستین آیهای است که پدر و مادر به فرزندان تعلیم میدهند. این آیه ما را با خدایی آشنا میکند که مظهر رحمان و رحیم است و بدون تردید رحمانیت خداوند بیشتر از رحیمیت بوده و رحیم بر مومنان و رحمان بر تمام بشر است.
در واقع رمز موفقیت پیامبر اکرم(ص) این بود که با نرمش و اخلاق با مردم رفتار میکردند. حتی خداوند به این نکته در آیهای اشاره میکند که به خاطر رحمتی که خدا به تو داده، توانستی بر این مردم نفوذ کنی و اگر با تندی و قساوت با مردم رو به رو میشدی، این جمعیت از شما پراکنده میشد.
پیامبر اکرم(ص) در تمام جنگها و غزوات، افراد را به رحمت و نرمش دعوت میکرد و در خطابههای پیامبر اکرم(ص) آمده زمانی که افرادی را برای تبلیغ میفرستاد، سفارش میکرد که شما از در رحمت وارد شوید.
تعبیر پیامبر اکرم(ص) این است هر چیزی که در آن مهربانی باشد، زینت محسوب میشود، اگر در اجتماع و کار رفاقت، دوستی، نرمش و مهربانی از بین برود آن کار به طور کامل معیوب و غیرمطلوب است.
پدیدهای که اکنون به نام پدیده تکفیر پیدا شده است در واقع به دنبالش قتل، غارت، کشتن و خراب کردن است و اصلا ارتباطی به اسلام و شرایع آسمانی ندارد و در تورات، انجیل و قرآن چنین مسالهای مطرح نیست.
مساله اول دعوت به اسلام از طریق عقل، قرآن، سنت و اتمام حجت است، اگر افرادی بخواهند در آیین خودشان بمانند، آیین آسمانی به آنها اجازه میدهد، بنابر این اینها خودشان را نمیتوانند به اسلام متصل کنند و پیوند بدهند.
شکی نیست در این کار اتاق فکری قبلی وجود دارد و دولتهایی در پشت سر آنها هستند که این افراد را آلت دست قرار دادند، برخی از آنها ناآگاه هستند ولی اکثر آنها آگاه هستند، در واقع اینها ابزاری برای جمعیت پشت سر آنها هستند.
درباره اهداف تکفیریها باید گفت: یک هدف این است که زیرساختهای کشورهای اسلامی را به وسیله جنگ از بین ببرند، بنابراین آنچه که یک کشور باید دارا باشد را به وسیله جنگ، بمباران، قتل و کشتار از بین میبرند. نکته دیگر این است که اینها با تندیها و سر بریدنها میخواهند اسلام را بد جلوه دهند.
تمام شواهد نشان می داد که غرب در حال پیشروی به سوی اسلام بود. واقعا چیزی نمیگذشت که بخشی از غرب را مسلمانان تشکیل دهند ولی به وسیله این عمل نوعی بدبینی نسبت به اسلام پیدا شده است، در حقیقت کسانی که پشت سر اینها هستند، به دو نتیجه رسیدند، زیرساختهای کشورهای اسلامی به تدریج از بین میرود و ثانیا اسلام در نظر دیگران بدجلوه میکند.
بدون تردید جریان تکفیری آمده است که حاشیه امنی برای اسراییل درست کند، مسلمانان باید امروز آماده باشند که مسجدالاقصی صدمه و خدشه نبیند. اکنون این جنگی که به عنوان تکفیر راه افتاده، ذهن مسلمانان را متوجه این بخش کرده به طوری که مسئله اسرائیل، مسجدالاقصی و اراضی اسلامی به کلی در حال فراموشی است.
در حقیقت کسانی که این طرح را ریختند میخواهند زیرساختها را از بین ببرند و ثانیا این مساله سبب میشود که اسلام مشوش جلوه کند ثالثا حاشیه امنی برای اسراییل باشد و اذهان به آن صورت متوجه نشود و متوجه جای دیگر باشد، البته بدون تردید طراحان این مسئله عواقب دیگری نیز برای این کار در نظر گرفتند که به تدریج روشن میشود.
بدون تردید جوانانی از نقاط مختلف میآورند، در آنها تصرف فکری کرده و آنها را شست و شوی مغزی میدهند، جوانی که ناآگاه است تصور میکند که واقعا میخواهد برای احیای اسلام بیاید.
این وظیفه علمای بلاد است که در هر منطقهای به جوانان بگویند که این مسیر راه کج است و راه اسلام نیست و اسلام نگفته است که مسلمان، مسلمان را بکشد بنابراین باید توجه داشت یک نوع تبلیغاتی نسبت به اینها است تا افکارشان را عوض میکنند و تصور میکنند به سوی اسلامی میروند که ادامهاش بهشت است.
حتی یکی از این افراد دستگیر شده، قاشقی همراهش بوده گفتند این چیست، این طور بیان میکند که به او گفتهاند که اگر این کار را انجام دهید و امشب کشته شوی، مهمان پیامبر اکرم(ص) هستی و با ایشان غذا خواهی خورد، جوانی با چنین تصوراتی بمب به خودش میبندد و دهها نفر را میکشد.
اگر بخواهیم با این تکفیر مقابله کنیم، تنها راه نظامی نیست بلکه در کنار آن، راه فرهنگی باید وجود داشته باشد. برخی از کشورهای عربی مسایلی را در مدارس مطرح میکنند که نتیجه آن این است که جمعی مسلمان و جمعی دیگر کافر هستند مادامی که این برنامهها در این مدارس است این فتنه خاموششدنی نیست، مگر اینکه علما و بزرگان جمع شوند و این برنامهها را از مدارس جمع کنند.