این روزها هرکس برای خود برداشتی از جهاد دارد و بنام اسلام به جنگ مسلمانان می رود. لذا در این مطلب نگاه مختصری داریم به این موضوع:
هدف اصلی از جنگ مقدس و مشروع یا جهاد فی سبیل الله در اسلام چیزی جز استکمال جامعه انسانی و قرب او به خداوند متعال نیست ؛ و این نیز جز با بسط توحید و گسترش عدالت، به عنوان عالی ترین ارزشهای الهی و انسانی امکان پذیر نیست.
اما در عین حال، این هدف کلی را می توان با توجه به نصوص جهاد، به اهداف جزیی و روشن تری تقسیم کرد . برای این منظور باید دید که قرآن کریم و نیز سنت معصومین - علیهم السلام - جهاد و پیکار مسلحانه را با چه گروهها و جوامعی و به چه منظوری مجاز و یا واجب دانسته اند.
1- جهاد با تجاوزکاران و آواره کنندگان مومنان و جبهه توحید.
2- جنگ با مشرکان ( توبه / 36 )
3- جنگ با کافران ( توبه / 123 ؛ فرقان / 52 ؛ محمد صلی الله علیه و آله / 4 )
4- اهل کتاب ( توبه / 29 )
5- منافقان ( توبه / 73 ؛ تحریم / 9 )
6- اهل بغی ( حجرات / 9 )
7- جنگ با استضعافگران ( نساء / 75 )
با مطالعه ی این آیات ، می توان جهاد را به انواع مختلفی تقسیم کرده و بر اساس آن اهداف جهاد را تبیین کرد . در یک تقسیم کلی جهاد به دو نوع جهاد دفاعی و جهاد ابتدایی تقسیم می شود .
الف) جهاد دفاعی
مقصود از جهاد دفاعی ، جنگی است که در برابر تهاجم ، تجاوز و ظلم دشمن ، صورت می پذیرد ، خواه این دشمن مهاجم ، کافر باشد یا مسلمان . به همین دلیل جهاد دفاعی خود به دو شاخه کوچکتر تقسیم می پذیرد :
1) جهاد دفاعی خارجی ، در برابر تهاجم کافران و دولتهای کفر .
2) جهاد دفاعی داخلی ، یا جهاد با اهل بغی ، یعنی شورشگران مسلح علیه حکومت اسلامی .
مشروعیت این دو نوع جهاد ، آنچنان بدیهی است که حتی مخالفین جنگ نیز با اصل آن مخالفتی ندارند هرچند در چند و چون آن سخنهایی دارند .
ب) جهاد ابتدایی
مقصود از جهاد ابتدایی - بر خلاف ظاهر عبارت - جنگی نیست که مسلمانان آغاز کننده ی آن باشند ، بلکه منظور جنگی است که به دلیلی غیر از تهاجم فیزیکی دشمن ، تحقق می یابد ، این جنگ - که در برابر دشمن خارجی انجام می شود - خود به دو شاخه کوچکتر تقسیم می شود :
1- جهاد آزادیبخش با استضعافگران ، به منظور حمایت از مستضعفان و ملتهای تحت ستم و استبداد .
2- جهاد دعوت با مشرکان ، کافران ، اهل کتاب و منافقان ( خارج قلمرو دولت اسلامی ) به منظور فراهم ساختن زمینه های بسط توحید و رفع موانع از سر راه آن و نیز تامین امنیت مسلمانان و زندگی مسالمت آمیز با سایر دول و جوامع .
اهداف جهاد اسلامی را - فی الجمله - می توان چنین برشمرد :
1- دفاع در برابر تهاجم فیزیکی دشمن خارجی ؛
2- دفاع در برابر شورشگران مسلح داخلی ؛
3- رهایی مستضعفین ؛
4- تامین امنیت مسلمانان و زندگی مسالمت آمیز با دولتها و جوامع غیر اسلامی ؛
5- فراهم ساختن زمینه های بسط توحید و رفع موانع از سر راه آن .
و بدینگونه مشاهده می کنیم که هیچ یک از اهداف غیر انسانی - که موجب پیدایش جنگهای خانمان سوز فراوانی در طول تاریخ شده است - از قبیل منافع مادی و اقتصادی، حب جاه و تفوق طلبی و استیلاجویی کشورگشایی و قهرمانخواهی ، دعواهای شخصی، شهرت پرستی و معشوقه طلبی و ... در اهداف جنگ و جهاد اسلامی دیده نمی شود، بلکه اهدافی عالی و انسانی مورد نظر است که طبعا جنگ را از ناحیه دولت اسلامی از نهب و غارت و وحشی گیری و خانمانسوزی و در یک کلام هلاک حرث و نسل ، دور می دارد و از این جهات ، جایی برای انتقاد باقی نمی گذارد.
جنگی مقدس و الهی است که از جهات سه گانه اهداف، ماهیت و شیوه خدا پسندانه باشد. حال باید ببینیم آیا شیوه جنگ اسلامی هم یک شیوه خداپسندانه است ؟ پاسخ مطلب را در آداب و مقررات جنگ در اسلام باید جستجو کرد . بنابراین از آن جا که موضوع اصلی این مباحث ، « فلسفه حقوق » در اسلام است و نه « حقوق جنگ » ، در این جا فقط با اشاره ای به فهرست آداب و مقررات پیش از شروع جنگ ، حین جنگ و بعد از جنگ ، الهی بودن شیوه جنگ مقدس یا جهاد اسلامی را نیز روشن می سازیم . اهم آداب و مقررات جنگ از این قرار است :
1.تقید به عدم شروع جنگ .
2. دعوت و موعظه قبل از شروع جنگ .
3. ترک شبیخون .
4. مصونیت زنان ، کودکان و پیران .
5. خوش رفتاری با شکست خوردگان .
6. مصونیت سفیران جنگی .
7. قبول امان خواهی و دادن امان .
8. احترام به اموال و اعراض دشمن .
9. ممنوعیت کاربرد سلاحهای کشتار جمعی .
10. احترام به اجساد دشمن .
11. ممنوعیت پیمان شکنی .
12. احترام به اسیران و انتخاب بهترین راه برای آنان .
گذشته از مقام تئوری و قانون، از نظر عینی و تاریخی هم وقتی که به جنگهای صدر اسلام نگاه می کنیم و آنها را با سایر جنگها مقایسه می کنیم ، کمترین تلفات جانی، مالی و ویرانگری را در آن مشاهده می کنیم و از سوی دیگر بزرگترین فایده را بر آن مترتب می بینیم . اگر مسلمانان صدر اسلام با دو امپراطوری بزرگ ستمگر و مستکبر زمان، یعنی ایران و روم نمی جنگیدند و با شکست دادن آنها ، تمدن بزرگ اسلامی را در قسمت اعظم جهان آن روز پدید نمی آوردند، تمدنی که مبدا اصلی تمدن امروز جهان است، معلوم نبود که با استمرار جاهلیت قرون وسطایی این دولتها، بشریت امروز در چه وضعیتی به سر می برد و تازه اینها همه، بدون حضور مستقیم امامان معصوم بوده است.